تبليغاتX
سايت رسمي دفتر ارتباطات مردمي عباس اورنگ - مصاحبه

خودتان را معرفی و بفرمایید در چه رشته تحصیلی ادامه تحصیل داده اید؟ ضمن عرض سلام خدمت شما و خوانندگان محترم هفته نامه، بنده عباس اورنگ هستم دارای درجه کارشناسی ارشد اقتصاد بیمه و برنامه ریزی و فارغ التحصیل کارشناسی ارشد سیستمهای اطلاعات مدیریت از دانشگاه علامه طباطبایی تهران.

اگر ممکن است بفرمایید مسئولیت شما در حوزه بیمه چیست؟ در حال حاضر مشاور معاون سازمان تامین اجتماعی کشور بوده و قبلا هم مسئولیتهای متعدد و یا عضو شوراها و کارگروه های مختلفی در این حوزه یا حوزه های مرتبط بوده ام که به نظر می رسد ذکر همه آنها از حوصله بحث خارج است.

اگر ممکن شاخص ترین های آنها را نام ببرید؟ بنده حسب وضعیت شغلی در حوزه رفاه و تامین اجتماعی و امور بیمه گری در سطح کلان کشور فعالیت داشته و به همین خاطر در مشاغل و پستهای همچون نماينده وزير و رئيس هيات تشخيص مطالبات تامين اجتماعي در مرکز، معاون و سرپرست اداره کل هماهنگی و نظارت بر بيمه هاي اجتماعي و درماني کشور، رئيس اداره امور سازمان ها (صندوقهاي) بيمه هاي اجتماعي کشور ، مشاور رئيس هيات مديره بيمه اجتماعي روستائيان و عشاير کشور و ... انجام وظیفه نموده و همچنین در شوراهای مختلفی همچون شورایعالی بیمه خدمات درمانی کشور، شورایعالی اشتغال کشور، مسئول کمیته اصلاحات پارامتریک در بخش بیمه سازمان تامین اجتماعی ، نماینده بیمه های اجتماعی از طرف وزارت رفاه با شورایعالی گردشگری سلامت کشور و ... همکاری داشته ام.

با توجه به اینکه جنابعالی از کارشناسان ارشد اقتصاد بیمه و برنامه ریزی کشور می باشید، به نظر شما مشکلات و چالشهای اساسی بیمه در کشور چیست؟ باید عرض کنم که بیمه یکی از ارزشمندترین ابداعاتی است که در برابر جبران خسارت های اقتصادی ناشی از حوادث و همچنین ایجاد کننده آرامش و اطمینان درجریان حیات اجتماعی روند تکاملی خود را طی کرده است. امروزه صنعت بیمه یکی از مهمترین نهادهای اقتصادی و مالی محسوب می شود که از یک طرف در تقویت بنیه اقتصادی و اجتماعی نقش اساسی دارد و از طرف دیگر با ایجاد اطمینان و امنیت و تشکیل پس اندازهای ملی زمینه گسترش فعالیت های تولیدی و خدماتی را فراهم می کند. باوجود اهمیت بیمه متاسفانه هنوز این صنعت نتوانسته جایگاه واقعی خود را در اقتصاد و زندگی مردم در کشور نهادینه نماید، به طوری که در حال حاضر بسیاری از سرمایه های مالی و جانی در معرض خطر از پوشش بیمه ای برخوردار نیستند.

فکر می کنید چه باید کرد و نقش شما کارشناسان در این حوزه چیست؟ باید تلاش کرد مردم به حقوق خود آشنا شوند و کمک کرد اطلاعات تخصصی دولتمردان در این خصوص افزایش یابد. به همین خاطر بود که در سال 84 تصمیم گرفتم در این خصوص گام کوچکی بردارم. لذا از یک سو بر آن شدم جمع ارزشمندی از کارشناسان، مشاوران و مدیران و حتی وزیران با سابقه و مجرب کشور را در این حوزه گرد هم آورم. به لطف خدا و همکاری دوستان خوشبختانه تا حدودی این اقدام فراهم گردید ولی تداوم نشستها بدون مجوز قانونی و ثبت و ایجاد یک تشکل صنفی مقدور نبود لذا تصمیم گرفتم بمنظور ارتقاء سطح دانش و آگاهی مردم با حقوق اساسی خویش در حوزه رفاه و تامین اجتماعی و ارائه نظرات کارشناسی به دولتمردان سازمان مردم نهاد رفاه و تامین اجتماعی ایران را تاسیس نمایم فلذا اساسنامه سازمان را در سال 84 نوشتم و خوشبختانه در وزارت کشور نیز تصویب شد و پس از برگزاری اولین مجمع عمومی بنده به انتخاب اعضاء بعنوان عضو هیات مدیره و مدیر عامل سازمان انتخاب شدم و در حال حاضر نیز در صدد هستم بزودی فعالیت سازمان را در کلیه نقاط کشور توسعه دهم.

 آیا سازمان مذکور سیاسی هم عمل خواهد کرد، یعنی وارد جریانات و فضاهای انتخاباتی کشور خواهد شد؟ طبیعتا ماهیت سازمانمردم نهاد رفاه و تامین اجتماعی سیاسی نیست و مستقیما وارد فضای سیاسی انتخاباتهای کشور نخواهد شد ولیکن بدون شک برای دوره های آینده ریاست جمهوری در کشور برنامه داریم و در این خصوص سعی خواهم کرد به کمک سایر دوستان مبانی رفاه و تامین اجتماعی را بعنوان یکی از مهمترین مباحث جامعه در برنامه های کاندیداهای ریاست جمهوری کشور القاء نمایم کما اینکه امروزه در دنیا یکی از مهمترین و شاید اساسی ترین محور فعالیتهای احزاب و یا کاندیداهای ریاست جمهوری و یا نمایندگان پارلمانهای سایر کشورها برنامه های معطوف به حوزه رفاه وتامین اجتماعی می باشد. همانگونه که آگاهی دارید اساسا نهادهای متولی رفاه و تامین اجتماعی در ایران به نسبت برخی دیگر از کشورها جوانتر بوده و به همین خاطر، فرهنگ تامین اجتماعی در ایران چندان نهادینه نشده است. فلذا معتقدم عدم آشنایی مردم با حقوق اساسی خود در حوزه رفاه و تامین اجتماعی، فقدان آشنایی دولتمردان با مبانی و اصول محاسباتی بیمه و تامین اجتماعی و فقدان تشکلهای صنفی در این خصوص جزء مهمترین چالشهای اساسی این حوزه می باشد که فارغ از سیاسی کاری در جهت تقویت آن باید تلاش کرد. متاسفانه بخاطر نهادینه نبودن فرهنگ بیمه و تامین اجتماعی در کشور و یا آشنایی سطحی جامعه با این حوزه در بسیاری اوقات مردم زمانی به فکر بیمه می افتند که کار از کار گذشته و چه بسا بواسطه عدم امکان تامین هزینه های زندگی بعد از وقوع حوادث و بیماریها به اصطلاح دچار فقر فلاکت بار می شوند. در آن موقع است که چه بسا به دلیل فقدان درآمدی حداقلی هزاران مشکل و انحراف اجتماعی و اخلاقی برای خانواده ها پیش آید.

 جناب آقای اورنگ همانطور که می دانید شهرستان ما یکی از قطبهای اصلی کشاورزی کشور است ولی متاسفانه در این بخش بیمه چندان رسمیت ندارد، به نظر شما چه باید کرد؟ مستحضرید که بواسطه وابستگی كشاورزي به جریانات جوی و وجود نوسانهاي جوي در کشور، هميشه زمينه فعاليت به نسبت بخش صنعتی پرخطر بوده و به همین منظور فعاليت در بخش کشاورزی توام با ريسك فراوان است. باید اشاره نمایم که ريسك در بخش کشاورزی دو جانبه بوده كه هم بر رفتار توليدكنندگان و هم بر نحوه عمل بخش كشاورزي تاثیر می گذارد. باید عرض کنم که عدم ثبات در درآمدهاي كشاورزي و خسارت توليدكنندگان به علت وجود مخاطرات بالا و غيرقابل كنترل، بسياري از كشورهاي در حال توسعه را مجبور ساخته در جهت ثبات درآمد کشاورزان برنامه‌ريزي كنند که یکی از این راهکارها و برنامه ها ، بیمه محصولات کشاورزی است. باید اشاره نمایم كشاورزان براي كنترل و پایين آوردن ريسك اين بخش همواره تلاش مي‌كنند اما باید اضافه نمود پایین آوردن مخاطرات در این بخش به طور فردی مقدور نمی باشد چرا که به رغم تلاش‌هاي گسترده، حوادث غيرمترقبه طبيعي و فاجعه‌آميز، برای بخش كشاورزي تهديدي جدي به شمار مي‌آيد. به طور مثال کاهش نزولات آسمانی ممکن است طی یکسال میلیاردها تومان به کشاورزان آسیب زده و یا هر ساله باعث تغییر در انتخاب کاشت یک محصول باعث می شود و چه بسا کاشتهای برنامه ریزی نشده باعث شود مثلا قیمت یک محصول مثل گوجه فرنگی به کیلویی 300 تومان هم در زمین برسد و در یک سال هم حتی تامین کننده هزینه چیدن را نباشد. اينجاست كه بيمه مي‌تواند با ارائه سرويس مناسب و نقشی اساسي در تقويت بخش بر عهده بگيرد. به همين اساس نظام بيمه محصولات كشاورزي از آغاز قرن بيستم مورد توجه جدي كشورها قرار گرفته و حتی در بسياري از كشورها، بيمه‌هاي كشاورزي يكي از فعاليت‌هاي عمده شركتهاي بزرگ بيمه است. از این رو با توجه به اینکه هم اكنون ضرورت حضور بيمه در بخش كشاورزي در همه دنيا مورد توجه ویژه قرار گرفته ، اجتناب ناپذیر است که ما هم همان کاری را کنیم که دیگران می کنند.

چرا تا کنون این مهم انجام نشده است؟ به نظرم باید سئوال شما را در دو قسمت یکی بیمه محصولات کشاورزی و دیگری بیمه اجتماعی کشاورزان تفکیک نمایم. باید عرض کنم در بیمه محصولات کشاورزی این مهم تا حدودی انجام شده ولی چندان عملیاتی و همه جانبه نبوده و فکر می کنم دلیل آن این است که یا سیاستگذاران با این مبانی آشنا نیستند و یا اینکه این مسائل در دغدغه های آنها از اولویت بالایی برخوردار نیست. و اما در خصوص بیمه اجتماعی کشاورزان، طی دو سه سال اخیر تلاشهای بسیار خوبی از طریق سازمان تامین اجتماعی و همچنین ایجاد صندوق بیمه اجتماعی روستائیان و عشایر صورت پذیرفته است که در این خصوص نیز ضعفهای وجود دارد. در حوزه سازمان تامین اجتماعی طی چند سال گذشته پس از تدوین آیین نامه اجرایی ماده 103 قانون برنامه چهارم که بنده نیز جزء تدوین کنندگان آن آیین نامه بودم کما اینکه نظر ما کمی کلی تر از آیین نامه تصویب شده بود جمع کثیری از کشاورزان با پرداخت حق بیمه های نسبت پایینی معادل حدود 000/15 تومان مشمول حمایتهای تامین اجتماعی شدند هر چند که در این خصوص نارضایتی های وجود دارد که یکی مربوط به جرائم دیر کرد است و دیگری مربوط به بازرسی از مزارع کشاورزی. در خصوص جرائم باید عرض کنم که فزایش حق بیمه های 15000 تومان به رقمی نزدیک به 60000 تومان در صورت تاخیر در پرداخت اجتناب ناپذیر است. زیرا که که اساسا حق بیمه معادل همان 60000 تومان است ولی چون دولت قصد کمک را داشته اعلام نموده است که در صورت پرداخت به موقع حدود دو سوم حق بیمه را خواهد پرداخت ولی در صورتی که پرداخت به موقع صورت نپذیرد حسابهای دولتی مربوط به ماه بل بسته خواهد شد و افراد خود باید اصل را بپردازند که این موضوع مطابق با بستن صورتهای مالی دولتی اجتناب ناپذیر است و اما در خصوص بازرسی از مزارع باید عرض نمایم که این موضوع انعکاس داده شده و به یاری خدا حوزه های کارشناسی در حال بررسی و رفع آن هستند. در خصوص رفع مشکل بازرسی از مزارع کشاورزی به لحاظ ماهیت کشاورزی و عدم استمرار فعالیت در بخش کشاورزی به مثابه سایر کارگاهها و همچنین تفاوت ساعت کار در مزارع با ساعت اداری فعالیت بازرسان، گستردگی مزارع و عدم امکان مراجعه بازرس به همه قسمتهای مزرعه و ... پیشنهادی ارائه شد و از طرف معاون بیمه ای سازمان تامین اجتماعی کشور بنده مامور به برگزاری جلسات کارشناسی آن در سطح ستاد تامین اجتماعی هستم که امیدوارم این مورد نیز بزودی مرتفع گردد تا علاوه بر کاهش ریسک برای محصولات کشاورزی، گسترش پوشش بیمه اجتماعی که از اهداف دولت نهم و همچنین ریاست جدید سازمان تامین اجتماعی است، در بخش کشاورزی نیز رشد معقولتری بگیرد. و اما در حوزه بیمه اجتماعی روستائیان و عشایر نیز باید عرض کنم که متاسفانه برداشت ناصحیح مدیریت و همچنین صدور بخشنامه هایی غیر قانونی باعث تضییع حقوق بسیاری از روستاییان و کشاورزان در این بخش شده است که انشاا... این موضوع نیز باید برطرف گردد.

جناب اورنگ فرمودید که در بخش بیمه اجتماعی روستائیان و عشایر ضعف مدیریت و صدور بخشنامه های غیرقانونی باعث تضییع حقوق روستائیان شده است لطفا در این خصوص بیشتر توضیح دهید؟ همانطوریکه عرض کردم بنده قبلا افتخار آن را داشتم که در تیم طراحی و تدوین بیمه اجتماعی روستائیان و عشایر کشور همکاری داشته باشم و کاملا در جریان هستم که حسب سیاستهای دولت و نظام، طراحی بیمه اجتماعی روستاییان و عشایر مبتنی بر اصول حمایتی سیاستگذاری گردید و طبق آئین نامه ابلاغی دولت محترم نه تنها هیچگونه محدودیت سنی در پذیرش بیمه شدگان پیش بینی نگردید بلکه در صورت فوت بیمه شده نیز مقرر گردید بدون توجه مقدار سابقه به بازماندگان مستمری فوت پرداخت شود و تاکنون نیز طی دو سه سال اخیر نزدیک به از 500 میلیارد تومان بودجه به آن صندوق اختصاص یافته است ولیکن متاسفانه برداشت ناصحیح مدیریت باعث شده است که نه تنها حداقل سابقه برای پرداخت مستمری فوت اعمال شود، بلکه در برخی استانها از جمله استان فارس اجازه داده نمی شود افراد بالای 55 سال تحت پوشش این بیمه قرار گیرند که در این خصوص نیز گزارشی از طرف اینجانب و همچنینی سه تن از دیگر از همکاران تهیه و جهت رویت مقام عالی وزارت رفاه و همچنین ریاست محترم مجلس شورای اسلامی تقدیم شده است که امیدوارم این موضوع نیز بواسطه شناختی که از این بزرگواران داریم بزودی در دستور بررسی و اصلاح قرار گیرد.

جناب آقای اورنگ فکر می کنید بزرگترین مشکل حال کشور چیست و آیا صنعت بیمه می تواند در خصوص رفع آن مشکلات ایفای نقش نماید؟ به نظر بنده امروزه بزرگترین مشکل کشور را می توان در حوزه رفاه و تامین اجتماعی است . چراکه اساسا این بخش زیرمجموعه های مهمی همچون حوزه های اشتغال، بهداشت و درمان و تامین هزینه های درمانی ، مسکن و آموزش را در خود جای داده است. و اساسا فکر می کنم این مشکلات ارتباط تنگاتنگی با حوزه بیمه داشته باشد. دقیقا به همین خاطر بود که ریاست محترم جمهور عنوان نمودند اصلاح سیستم های بانکی، بیمه ای و مالیاتی باید در اولویت فعالیتهای دولت قرار گیرد. باید ذکر کرد که متاسفانه در گذشته نگاه سطحی و غیر کارشناسی به تصمیمات اتخاذ شده در سه حوزه بیمه، نظام مالیاتی و سیستم بانکی، منجر به ایجاد موانع در توسعه صنعت و خدمات و همچنین افزایش قیمت تمام شده خدمات برای مصرف کنندگان گردیده است. بدون شک شناخت عمیقتر مراجع سیاست گذار و تصمیم گیر با این مبانی، می تواند کمک شایان توجه ای به حل مشکلات مربوط به سه حوزه اشتغال، سلامت و صنعت و خدمات داشته باشد. بطور مثال ضعف عملکردی بیمه ها از یک سو و ضعف عملکردی نهادهای نظارتی همچون مجلس شورای اسلامی و سازمان بازرسی کل کشور و ... بر اجرای قوانین باعث شده سهم هزینه های درمانی که قانونا حداکثر باید 30% توسط مردم و 70% توسط بیمه ها پرداخت گردد در حال حاضر تقریبا حدود 70% توسط مردم و بقیه آن توسط بیمه ها پرداخت گردد. و ...

فرمودید قبلا بعنوان معاون و سرپرست مسئولیت اداره کل نظارت بر بیمه های اجتماعی و درمانی را بر عهده داشته اید، چرا در روستاها علیرغم داشتن دفترچه های درمانی مردم با محدودیتهای در مراجعه به پزشک روبرو هستند؟ عرض کنم در حال حاضر در سطح روستاها مراجعات درمانی از طریق نظام ارجاع صورت می پذیرد که حتی قرار است این موضوع در آینده در سطح شهرها نیز توسعه یابد. اساسا در ورای نظام ارجاع اهدافی متعالی ازجمله ساماندهی مراجعات مردم به پزشک خانواده و اطلاع یک پزشک از همه خصوصیات افراد تحت پوشش خویش نهفته است که این طرح در برخی از کشورهای اروپایی از جمله انگلستان نیز با توفیقاتی روبرو بوده است ولیکن متاسفانه بواسطه تعجیل در عملیاتی نمودن طرح، نظام ارجاع نتوانست از اثربخشی لازم برخوردار باشد. بطور مثال مطابق با شاخصهای رسمی در نظام سلامت در حال حاضر قریب به 20000هزار پزشک باید در حوزه روستائیان در کشور مشغول به خدمترسانی باشند این درحالی است که این رقم حدودا 4000 پزشک یعنی 20% کل پزشکان مورد نیاز می باشد. در این شرایط طبیعتا فقدان پزشک متناسب با جمعیت و استانداردهای لازم، باعث شده عموما روستاییان جهت معالجات درمانی عازم شهرها شوند و اساسا لازم باشد جهت معالجه به پزشک از خانه های بهداشت و درمانی روستا پذیرش گرفته که چه بسا در بسیاری از روستا یا مراکز بهداشت وجود نداشته و روستاییان باید به سایر روستاها و یا مراکز دهستانها روانه شوند و یا اینکه بطور شبانه روزی یا همه روزه در آن مراکز درمانی پزشک وجود ندارد که این موضوع روستاییان را با مشکلاتی مواجه نموده است. لذا از دیدگاه کارشاسی همانطور که قبلا نیز در کارگروه های شورایعالی بیمه خدمات درمانی عنوان داشته ام معتقدم بهره گیری از نظام ارجاع به مراکز درمانی بهتر است تا تامین حداقل های لازم جهت اجراء تعلیق یابد. حال که به مسائل اساسی جامعه رسیدیم اجازه هست چند سئوال حاشیه ای نیز از شما داشته باشم. اگر توان پاسخ داشته باشم و یا مصلحت باشد حتما جواب خواهم داد.

 جناب آقای اورنگ به نظر می رسد رسیدن به این مسئولیتها آن هم با این سن و سال شما کمی عجیب باشد، فکر می کنید عامل مهم موفقیت شما چه بوده است، چون ظاهرا از صحبتهای شما چنین مستفاد می شود که شما با تعداد زیادی از مسئولان نیز ارتباط دارید و شاید این ارتباطات باعث این انتصابات بوده باشد؟ به نظرم شما خوشبینانه قضاوت نمی کنید. حضورتان عارضم من جهت ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد به تهران رفتم و با توجه به اینکه متاهل بودم بدلیل پیدا نکردن فرصت شغلی مناسب در مرودشت ناگزیر در آنجا ماندم. اگرچه این مهاجرت مسبب توفیقاتی برای بنده شد و این را هم عرض کنم که نه قبلا و نه حال هیچ وابسته و خویشاوندی در هیچ مسئولیت اداری نداشته و ندارم. اگرچه امروزه به دلیل حضور در برخی مسئولیتها دوستان بسیار زیادی با سطوح شغلی بسیار بالایی پیدا کرده ام که کاملا طبیعی است.

به نظر رسید شما از سئوالم ناراحت شدید؟ نه هرگز؛ در این خصوص مسائل حوصله زیادی دارم که بعضی وقتها حوصله زیاد من باعث گلایه برخی از دوستان شده ضمن اینکه فکر نمی کنم تا به حال کسی عصبانیت ظاهری بنده را دیده باشد. شاید این آرامش یکی از رموز توفیق من بوده است، اگر چه شما نیز سئوال آزار دهنده ای نکردید.

حال که ناراحت نشدید، بفرمایید که شما چقدر به پارتی اعتقاد دارید و اصلا خودتان چقدر از این بند استفاده کرده اید؟ متاسفانه انکار پارتی امروزه در ادبیات اداری، اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی جامعه نه تنها غیر ممکن، بلکه ساده لوحانه است. ولی اعتقاد دارم انسان هر آنچه را که لایق آن نباشد و به سادگی بدست آورد، یا ساده از دست خواهد داد و یا اینکه لذت آن را نخواهد چشید. در خصوص قسمت دوم سئوال شما نیز معتقدم اگر انسان واجد چند مولفه باشد، می تواند گام های بلندی برداشته و به مدارج بالایی در سطوح علمی، اجتماعی، هنری، اقتصادی و حتی سیاسی برسد و نیازی به پارتی نخواهد داشت. آنها مولفه ها عبارتند از: پر انرژی و پرتلاش بودن، ریسک پذیری و یا به عبارتی با جسارت بودن و از شکست نهراسیدن و به پیروزی های کوچک اکتفاء نکردن. اهل مطالعه و تجربه اندوزی بودن، شانس ادارای داشتن یعنی اینکه دوستان و استادان لایقی هم مسیر انسان شوند و از همه مهمتر از روابط عمومی خوبی برخوردار بودن. ضمن اینکه در عواملی که برشمردم نسبتا نمره خوبی به خودم می دهم.

 آقای اورنگ با توجه به اینکه برای احراز برخی مسئولیتها حمایت حوزه های سیاسی نیز موثر است و ضمن اینکه شما بیان کردید که در حال تاسیس دو تشکل اجتماعی هستید آیا عضو یا حامی حزب و یا تشکل سیاسی خاصی هستید؟ در خصوص عضویت و یا تمایلم به حزب یا تشکل سیاسی خاصی باید عرض کنم که عضو هیچ حزب سیاسی نیستم و از حمایت آنها نیز برخوردار نبوده ام و متکی بر توان کارشناسی خود هستم کما اینکه در دولت هشتم علیرغم داشتن 32 سال سن یکی از گزینه های تصدی مدیر کلی دفتر وزارتی وزیر رفاه و تامین اجتماعی که همطراز با معاون وزیر است بودم و در دولت نهم تنها گزینه تصدی معاونت حقوقی و امور مجلس بیمه های اجتماعی روستائیان و عشایر کشور و یا گزینه تصدی مدیرکلی اداره کل هماهنگی و نظارت بر بیمه های اجتماعی و درمانی کشور بودم. و اما باید عرض کنم که متاسفانه احزاب و تشکلهای سیاسی در ایران عموما فصلی هستند و هیچکدام از پایداری و برنامه های همه جانبه و نظام مندی برخوردار نیستند، بطور مثال شما یک حزب را نام ببرید که در حوزه اشتغال، سلامت، صنعت و خدمات برنامه داشته باشد، در حالی که در سایر کشورها وجود میزهای کارشناسی در حوزه های مختلف از الزامات اساسی احزاب است. از این رو همانطور که گفتم بنده بیشتر متکی به جایگاه کارشناسی خودم هستم و هر جا احساس کنم گروه یا جناحی مبتنی بر مبانی کارشناسی، موضوعی را در حوزه کاری و تخصصی ام بررسی می کند قطعا خود و یا سایر دوستان تلاش می کنیم هر طور شده به آن عزیزان اطلاعات کارشناسی دهیم چه مورد استفاده قرار گرفته و چه قرار نگیرد. در اسلام یک جناح بیشتر وجود ندارد آن هم جناح حق و عدالت و عقل و منطق است بنده نیز سعی کرده ام در حد وسع خود مبتنی بر اصول اسلامی پیرو حق و عدالت و عقل و منطق باشم.

یعنی شما اصولگرا هستید؟ یکبار عرض کردم شما خوب قضاوت نمی کنید. مگر ممکن است شخصی مسلمان باشد ولی اصولگرا نباشد، مگر ممکن است فردی اصولگرا باشد ولی در پی رشد، شکوفایی و اصلاح طلبی نباشد. مگر ممکن است مسلمانی اصلاح طلب باشد ولی در اصلاح طلبی خود به اصول پایبند نباشد. از این رو من فکر می کنم این تقسیم بندی ها در صورتی که نیت خدمت به خلق نباشد نوعی بازی با واژه ها است به همین منظور بنده علاقه مندم پیرو جناح حق و عدالت باشم و فکر می کنم این از همه چیز بهتر و بالاتر است. من فکر می کنم هر دو تفکر اصولگرا و اصلاح طلب در جامعه ما اگر نیتشان خدمت به خلق باشد در ریشه که همانا عدالت اسلامی است وحدت نظر دارند و اختلاف آنها در روشهای رسیدن به هدف است نه خود هدف. چرا که اعتقاد و التزام عملی به اسلام و قانون اساسی جزء اصلی ترین و اولی ترین رکن اعتقادی هر ایرانی است و کلیه احزاب و تشکلها منطبق با قانون اساسی باید پایبند به اهداف عالیه نظام مقدس جمهوری اسلامی باشند، پس معتقدم نباید خود را در زنجیر روشهای دیگران محصور کرد و باید به دنبال تحقق اهداف نظام که همانا گسترش حق و عدالت است بود.

جناب آقای اورنگ برخی از کسانی که با شما هم صحبت شده اند و یا خوانندگان مطالب شما می گویند شما قلمی جذاب و بیانی شیوا دارید، اگرچه برخی هم می گویند در ورای قلم تکنیکی- فنی و بیان شیوای شما نوعی گزندگی نیز وجود دارد. در این خصوص نظر خودتان چیست؟ این لطف دوستان است ، اما من فکر می کنم قلم و بیان انسان ابزار عینی نمودن آموخته ها و انتقال دانش فنی و کارشناسی و متاثر از احساسات درونی و دغدغه های ذهنی افراد است. از این رو فکر می کنم به قول بزرگان، هر چه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند. در خصوص گزندگی قلم و بیان نیز باید عنوان نمایم که برخی از دوستان به بنده لطف مضاعف دارند اما بنده در عین رعایت حریم ادب و نزاکت و حفظ حرمت دیگران که این خصایص از شروط دوست گیری بنده نیز می باشد معتقدم در برخی موارد چاره ای جزء نقد منصفانه و مودبانه نیست، یقیننا چشم پوشی از مشکلات و معضلات، توهین به شعور و قدرت درک مردم است حال اگر برخی به این نوع انتقاد گزندگی می گویند نظر آنها است و نظر افراد محترم است. بطور مثال بنده در یک ماموریت اداری در نیمه دوم سال 82 در سبزوار، به نماینده محترم سبزوار در مجلس شورای اسلامی که بواسطه همکاری با او در تدوین قانون ساختار نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی آشنایی قبلی پیدا کرده بودم ، انتقاد کردم که شما به جای اینکه الان با ما بگردی و از ما انتقاد کنی بهتر است شش ماه دوم سال در وزارتخانه ها و سازمانها فعال باشی شاید خیرش بیشتر از حضور و انتقاد از عملکرد ما در منطقه ات باشد. ایشان از این موضوع خیلی ناراحت شد و حتی به جناب آقای دکتر ستاری فر معاون رئیس جمهور و سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور که در دانشگاه استاد بنده و دوست بنده بودند شکایت من را کردند ولی بنده اعتقاد داشتم که این انتقاد خیر مردم در آن بود پس مطرح کردم چه گزنده باشد و چه نباشد.

آقای اورنگ مدتی است شما را بیش از گذشته در مرودشت می بینیم، دلیل آن چیست؟ (با کمی خنده) مدتی است هوای تهران آلوده شده و من هم نیاز به استنشاق هوای تمیزتری دارم، البته اگر مزاحم شما نباشم و یا اینکه کارخانه محترم پتروشیمی اجازه دهد.

آقای اورنگ سئوال کردم که شما برای مدتی است در شهر حضور پر رنگ تری دارید ولی حاشیه رفتید، به گونه دیگری سئوال کنم آیا قبول دارید که به نوعی خود را وارد عرصه سیاسی – اجتماعی شهر کرده اید؟ عرض کنم بنده بیش از 20 سال است در عرصه سیاسی – اجتماعی شهر حضور دارم و فعل و انفعالات آنرا رصد می کنم. فکر می کنم اولین فعالیت اجتماعی سیاسی خود را در سال 66 با همکاری در ستاد یکی از کاندیداهای مجلس در سن 14 سالگی و یا پیگیری مسائل داغ سیاسی اجتماعی شهر که حول محور دو تن از روحانیون صاحب نام شهر همچون حضرات آیات جناب آقای موسوی نژاد ، نجفی و خدایی می چرخید شروع کردم و کماکان حضور داشته، دارم و خواهم داشت، چون من جزئی از مرودشت هستم و سالهای زیادی در این شهر زندگی کرده و سالهای بس طولانی نیز باید در این خاک بیارامم، پس امیدوارم چنان باشم که آسوده بخوابم.

 جناب آقای اورنگ صحبت از کاندیدا و مجلس کردید، اجازه هست از شما بپرسم در دوره های مختلف انتخابات مجلس شما به چه کسانی رای داده اید؟ این سئوال کمی محرمانه است ولی چون خیلی شفاف هستم همین را عرض کنم که تاکنون دو بار در تهران رای داده ام و دو بار در مرودشت ولی در دو باری که در مرودشت رای داده ام نماینده مورد نظر من رای نیاورده است.

آقای اورنگ یعنی شما در انتخاب کاندیدای مورد نظرتان ناموفق بوده اید. به نظر می رسد در این خصوص واقع بین نبوده اید؟ شما سئوال کردید و من باید راست می گفتم. نظرم این نبود که بنده اشتباه کرده ام و یا خدای ناکرده منتخبین مردم شایسته نبوده اند. نه هرگز قصد جسارت به نمایندگان ارزشمند شهرمان را نداشتم کما اینکه امروزه باید به زحماتی که آن عزیران کشیده اند ارج نهاد، علی الخصوص زحمات نماینده فقید شهرمان مرحوم جلیل رشیدی. ببینید رفتار من مبتنی بر اعتقاد و شناخت من بوده است و سعی کرده ام شناخت خود را از همگان بالا برده و بعد از آن نه تنها فقط در معیت رای دهنده بلکه در جایگاه یک مبلغ نیز رفتار کرده ام. کما اینکه تاثیر به سزایی در جمع خانواده و دوستان و آشنایان داشته ام. من معتقدم انسان باید مبتنی بر شناخت و اعتقاد تصمیم بگیرد چه در تصمیم خود به نتیجه برسد و چه نرسد. بقول حضرت امام (ره) ما مسئول به انجام وظیفه و تکلیفیم نه نتیجه. به عبارتی ما باید در انجام وظایف خود مبتنی بر مفروضاتی صحیح حرکت کنیم چه منتج به نتیجه شویم و چه نشویم. در این حالت اگر انسان مبتنی بر مفروضات و مولفه های خود تصمیم بگیرد ضمن احترام به تصمیم خود، همواره تلاش می نماید مفروضات خویش را به چالش کشیده و نسبت به اصلاح و ارتقاء آنها گام بردارد. اما متاسفانه باید عرض کنم در جامعه ما در برخی موارد در حرکت های اجتماعی، افراد چه بسا که بر اساس فکر خود تصمیم می گیرند خوب رفتار کنند ولی در انتها بر آن اساس رفتار نمی کنند و در بیشتر اوقات رفتار خود را منطبق با جریان یا جو جامعه حتی اگر درست هم نباشد تغییر می دهند چون ایرانی جماعت از شکست خوشش نمی آید و همواره دوست دارد پیروز شود حتی اگر این پیروزی عواقب ناگواری برایش داشته باشد. بنده معتقدم انسان باید جریان ساز باشد نه اینکه بی اختیار به دنبال جریانهای غالب(ناصحیح) حرکت کند. حال که مطرح کردید در عرصه سیاسی- اجتماعی فعال هستید، عملکرد دولت نهم را چگونه ارزیابی می کنید؟ فکر نمی کنم پاسخ به این سئوال ساده و یا در حد یک بلی - خیر مقدور باشد. دولت یک مجموعه بسیار بزرگ است و قسمتهای مختلفی دارد و در خوشبیانه ترین و یا بدبینانه ترین حالت نیز در بدنه ای به این بزرگی می توان نقاط قوت و ضعف هم احصاء کرد. مقام معظم رهبری نیز چندی پیش در بیانات خود در گرامیداشت هفته دولت بیان فرمودند که قطعا حمایت ایشان از دولت به معنی تایید همه عملکرد دولت نیست و حتی خود ریاست محترم جمهور نیز عملکرد همه اعضای دولت را تایید نمی کند کما اینکه تغییر وزرای تعاون، رفاه وتامین اجتماعی، نفت، اقتصادی و دارایی، آموزش و پرورش، دبیر شورای عالی امنیت ملی، رئیس کل بانک مرکزی، رئیس سازمان تامین اجتماعی و... مصداق همین مطلب بوده است. اگرچه باید عرض کنم که شاخصه شجاعت و شهامت و میل به تسریع در انجام کار و مردمی بودن از ویژگی های اصلی دولت نهم است. لذا در شرایطی که دولتمردان جسارت در تصمیمگیری داشته و میل به تسریع در انجام کار دارند و اوقات بیشتری را در مواجهه با مردم می گذرانند ضروریست نیم نگاهی بیشتر به حوزه کارشناسی داشته تا خدای ناکرده تعجیل در کارها تبعات بعدی منفی در پی نداشته باشد.

جناب آقای اورنگ گفتگو با شما اجازه نمی دهد خیلی از مباحث غیرکارشناسی صحبت کنیم، فکر می کنید حال که (بخاطر استنشاق هوای تازه!!!) مدتی است که در مرودشت زندگی می کنید اساسی ترین مشکل مردم را چگونه فهرست می کنید؟ باید عرض کنم که مرودشت نیز آئینه تمام نمایی از کل کشور است. در اینجا هم تحقیقا اعتقاد دارم اساسی ترین مشکل منطقه، بیکاری و فقدان فرصتهای شغلی، بهداشت و درمان، عدم امنیت آینده یا عدم گسترش بیمه های اجتماعی و درمانی مطلوب و فرسودگی صنایع و فقدان صنایع تبدیلی است.

جناب آقای اورنگ تقریبا وقت زیادی از شما گرفتم هر چند که سئوالات حاشیه ای من تمام نشد و همانطور که عرض کردم در گفتگو با شما، انسان کمتر می تواند از مسائل حاشیه ای صحبت کند ولی می خواهم بدانم که دوست داشتید از شما چه سئوالی بپرسم که نپرسیدم؟ دوست داشتم بپرسید چرا در مرودشت شاغل نشدم و یا مشکل اساسی مرودشت چیست؟ خوب حالا می پرسم، چرا در مرودشت شاغل نشدید؟ باید عرض کنم که اقدام کردم و فکر می کنم اگر درخواستم معدوم نشده باشد درخواستهای بنده که چندین سال پیش جهت همکاری به دانشگاه آزاد اسلامی داده بودم هنوز در آنجا موجود باشد. ولی متاسفانه در آن مقطع زمانی دانشگاه آزاد بطور کامل در اختیار شیرازی ها بود تا حدی که برخی نیروهای خدماتی نیز غیرمرودشتی بودند و اصلا دانشگاه آزاد شیراز اشتباها در خیابانی از مرودشت استقرار یافته بود دقیقا مثل مجتمع پتروشمی شیراز. در آن موقع مرودشتی ها را کمتر بعنوان هیات علمی جذب می کردند. بعد از آن هم به شهرداری درخواست دادم ولی جذب نشدم. البته من همه این موارد را به فال نیک می گیرم چون آن رخدادها باعث شد مسیر شغلی بنده به کلی تغییر یابد. ضمن اینکه اعتقاد دارم ریشه بسیاری از مشکلات مرودشت در بیرون شهر نهفته است جایی که تصمیمات کلان و برنامه های کشور تبیین می شود و منابع کشور تخصیص و توزیع می گردد. متاسفانه فقدان وجود مرودشت ها در مجموعه 2000 پست سیاسی و اجرایی اول کشور باعث شده است علیرغم بودن ظرفیت و پتانسل بالا این منطقه به جایگاه واقعی خود نرسد. اعتقاد دارم متاسفانه این شهر ، تنها شهر بزرگی است که سهم اندکی در مشاغل مدیریتی کلان کشور دارد و امیدوارم در آینده این سهم افزایش یابد. یقینا در صورت افزایش این سهم ، سهم شهرستان و منطقه نیز از امکانات و منابع کل کشور فزونی خواهد یافت و به حق خود خواهد رسید. بدیهی است در آن صورت تعامل بین مدیران اجرایی سطح شهرستان و مدیران مرودشتی سطح کلان کشور ، حرکت رشد و توسعه منطقه را به مثابه سایر مناطقی که از این ظرفیت استفاده می کنند، تسریع خواهد کرد. لازم به ذکر است که علاوه بر تلاش نیروهای توانمند مرودشتی در ارتقاء سطح دانش فنی و کارشناسی خویش، حمایت و نفوذ نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی بعنوان تنها شخصیت حقوقی مجموعه مدیریتی شهرستان با مقامات ارشد کشور از جمله رئیس جمهور و وزیرا و معاونان وزراء می تواند در معرفی نیروهای توانمند منطقه در افزایش این سهم نقش قابل ملاحظه ای ایفاء نماید. امیدوارم در آینده این دو با یکدیگر تکمیل شده و شاهد رونق و شکوفایی بیشتر منطقه باشیم. و من ا...التوفیق

+ نوشته شده توسط در و ساعت |